پیامک شب مهتابی

« تا که نامت بر زبان آمد زبان آتش گرفت
سوختم، چندان که مغز استخوان آتش گرفت
حیدر آمد، خاک همچون باد، گرم گریه شد
خواست تا غسلت دهد آب روان آتش گرفت
هان چه می پرسی چه پیش آمد؟ زمین را آب برد
بادبان کشتی پیغمبران آتش گرفت
#علیرضا قزوه »  
۱۳۹۴/۱/۴     ۲۰:۳۰