بسته پیامک شب مهتابی


پیامک شب مهتابی

« جز تو و عمه‌ی پریشانت/
کوفه و شام راکه میفهمد/
طعنه های کبودِ سلسله و/
سنگ و دشنام را که می‌فهد/
بی کسی های عمه ات زینب/
غصه های رباب پیرت کرد/
داغ ِ زخم زبان و هلهله ها/
بزم شوم شراب پیرت کرد/
"رحیمی" »  
۱۳۹۱/۹/۱۹     ۲۰:۵۰

پیامک شب مهتابی

« از حال دلم خراب تر شاید نیست/
از این گله بی جواب تر شاید نیست/
یلدای سیاه سرد سنگین سکوت/
از آمدنت ثواب تر شاید نیست/
"مهدی نجفی" »  
۱۳۹۱/۹/۱۷     ۲۰:۵۰

پیامک شب مهتابی

« چندی است دلش پُر است تا برگردی/
از دستِ تو دلخور است تا برگردی/
این توبه ی عاشقانه، این سجده ی سهو/
یک راهِ میان بُر است تا برگردی/ »  
۱۳۹۱/۹/۱۴     ۲۰:۵۰

پیامک شب مهتابی

« ناز - بالحن زیر و بم داری -
باز گفتی که دوستم داری
از سر سادگی ندانستم
سر جور و سر ستم داری
تو هم آری دل مرا بشکن
مگر از دیگران چه کم داری
من سراسیمه میشوم تو بخند
تا تو داری مرا چه غم داری؟
راستی چیز حیرت انگیزی ست
این دل آدمی ... تو هم داری؟
"محمد مهدی سیار" »  
[+]
۱۳۹۱/۹/۱۲     ۲۰:۵۰

پیامک شب مهتابی

« طلوع میکند آن آفتاب پنهانی/
ز سمت مشرق جغرافیای عرفانی/
دوباره پلک دلم می پرد،نشانه ی چیست؟
شنیده ام که میآید کسی به مهمانی/
کسی که نقطه ی آغاز هرچه پرواز است/
تویی که درسفر عشق خط پایانی/
قیصرامین پور »  
۱۳۹۱/۹/۱۰     ۲۰:۵۰

پیامک شب مهتابی

« اصلاًحسین جنس غمش فرق میکند/
این راه عشق پیچ وخمش فرق میکند/
اینجاگدا همیشه طلبکار میشود/
اینجا که آمدی کرمش فرق میکند/
"صد مرده زنده می شود از ذکر یا حسین"/
عیسای خانواده دمش فرق می کند/ »  
۱۳۹۱/۹/۷     ۲۰:۵۰

پیامک شب مهتابی

« ستم ندیده کسی درجهان مقابل زینب
نسوخت هیچ دلی درجهان،چنان دل زینب
فغان و آه از آن دم!که خصم دون به لب شط
برید سر زقفای حسین مقابل زینب »  
۱۳۹۱/۹/۵     ۲۰:۵۰

پیامک شب مهتابی

« بنویس که با شتاب باید برسد/
فوراً ببرش؛ جواب باید برسد/
لب‌های رقیه از عطش خشک شده/
این نامه به دست آب باید برسد/
"صفربیگی" »  
۱۳۹۱/۹/۳     ۲۰:۵۰

پیامک شب مهتابی

« با زخم های جسم تو درمان شدیم ما/
درمان به اشک دیده که با غم شروع شد/
بگذار بگذریم از این روضه های سخت/
اشک خود خداست که کم کم شروع شد/
ما زاده های شصت و یکم سال هجرتیم/
کار جنون ما ز محرم شروع شد/ »  
۱۳۹۱/۸/۳۰     ۲۰:۵۰

پیامک شب مهتابی

« میل تو بر دل آمد و میل گناه رفت/
ورنه من از گناه ابایی نداشتم/
چندین شب است گریه شده کار من ولی/
بازم برات کرب و بلایی نداشتم/ »  
۱۳۹۱/۸/۲۸     ۲۰:۵۰

پیامک شب مهتابی

« وصل تو کجا و من مهجور کجا/
دردانه کجا حوصله مور کجا/
هر چند ز سوختن ندارم باکی/
پروانه کجا و آتش طور کجا/
"ابوسعید ابوالخیر" »  
۱۳۹۱/۹/۱۸     ۲۰:۵۰

پیامک شب مهتابی

« (نان وپسته)
شاعری می لنگید
ناقدی نان میخورد!
شاعری می نالید
تاجری پسته ی خندان میخورد!
(آرامش)
شاعری وام گرفت
شعرش آرام گرفت!
"حسینی" »  
۱۳۹۱/۹/۱۵     ۲۰:۵۰

پیامک شب مهتابی

« تا ابد این نکته را انشاء کنید/
پای این طومار را امضاء کنید/
هرکجا ماندید در کل امور/
رو بسوی حضرت زهرا کنید/ »  
۱۳۹۱/۹/۱۳     ۲۰:۵۰

پیامک شب مهتابی

« آخرین ثانیه‌های جانبازان شیمیایی:
خون ... سرفه خشک ... درد ... بیمارستان ...
آیینه‌ای از نبرد ... بیمارستان ...
پیچید صدای ضج‍ّه شیر زنی!
یک خط کشیده! ... م‍َرد ... بیمارستان ... »  
۱۳۹۱/۹/۱۱     ۲۰:۵۰

پیامک شب مهتابی

« دلش دریای ِصـدها کهکـشان صـبـر/
غــم اش طوفان ِ صـدها آسمان ابـر/
دو چشم از گریه همچون ابر خسته/
ز دست ِ صــبـر ِ زیـنب ، صـبر خسته/ »  
۱۳۹۱/۹/۸     ۲۰:۵۰

پیامک شب مهتابی

« وای از ریش سپیدش که حنایی شده بود/
ناله اش گفتن اسمی سه هجایی شده بود/
دم مغرب افق شهر مدینه اما/
جهت قبله ی او کرب و بلایی شده بود/ »  
۱۳۹۱/۹/۶     ۲۰:۵۰

پیامک شب مهتابی

« این قافله، سالار ندارد برگرد/
این قوم، علمدار ندارد برگرد/
ما آب نخواستیم عمو جان عباس/
بابا به خدا یار ندارد برگرد/ »  
۱۳۹۱/۹/۴     ۲۰:۵۰

پیامک شب مهتابی

« برای سینه زدن رخصتی بده آقا/
به دست خسته من قدرتی بده آقا/
شبیه سال گذشته دوباره آمده ام/
برای خوب شدن فرصتی بده آقا/
دوباره قصدنمودم که نوکرت باشم/
دراین دوماه عزا همتی بده آقا/
بابی انت و امی یا حسین »  
۱۳۹۱/۹/۱     ۲۰:۵۰

پیامک شب مهتابی

« ما در ره عشق نقص پیمان نکنیم/
گر جان طلبد، دریغ از جان نکنیم/
دنیا اگر پر شود ز ابناء یزید/
ما پشت به سالار شهیدان نکنیم/ »  
۱۳۹۱/۸/۲۹     ۲۰:۵۰

پیامک شب مهتابی

« تا جلوه کرد چشم تو. عالم شروع شد/
سیر و سلوک حـضرت آدم شروع شد/
انسان هبوط کرد و به قعر خودش رسید/
چون ابتلای عشق تو مبهم شروع شد/ »  
۱۳۹۱/۸/۲۷     ۲۰:۵۰