بسته پیامک شب مهتابی


پیامک شب مهتابی

« تا در دل من آتش عشقِ تو فروخت/
از نیک و بد جهان مرا چشم بدوخت/
سر جمله ی کار خود بگویم با تو/
درد تو مرا بکشت و عشق تو بسوخت/
«عطار» »  
۱۳۹۱/۱/۲۵     ۲۱:۴۵

پیامک شب مهتابی

« سه شنبه کودکی جمعه های دلتنگی ست
تمام قدمت یک زخم ودرد یک سرسام
همیشه سایه یک انتظارجانفرسا
فتاده برسر این روزهای نافرجام
سودابه مهیجی »  
[+]
۱۳۹۱/۱/۲۲     ۲۱:۴۵

پیامک شب مهتابی

« شب تاریک و سنگستان و مو مست/
قدح از دست مو افتاد و نشکست/
نگهدارنده اش نیکو نگهداشت/
وگرنه صد قدح نفتاده بشکست/
«باباطاهر» »  
۱۳۹۱/۱/۲۰     ۲۱:۴۵

پیامک شب مهتابی

« نه شرم وحیا،نه عار داریم ازتو
اما گله بی شمار داریم ازتو
ما منتظر تو نیستیم آقا جان!
تنها همه انتظار داریم ازتو
«اونویسی»
جلیل صفربیگی »  
۱۳۹۱/۱/۱۸     ۲۱:۴۵

پیامک شب مهتابی

« سر سه شنبه غمی روی زانوی جمعه ست
و صبر جمعه ی بی خانمان شده ست تمام
کجاست چاره ی این هفته های درمانده؟
کجاست آخر این انتظار بی انجام؟ »  
[+]
۱۳۹۱/۱/۱۵     ۲۱:۴۵

پیامک شب مهتابی

« کنار دلبر دلخسته بودم/
سخن می گفت و من لب بسته بودم/
چنان مست لبش بودم که گویی/
لب نهر عسل بنشسته بودم/ »  
۱۳۹۱/۱/۱۳     ۲۱:۴۵

پیامک شب مهتابی

« از شنبه درون خود تلنبار شدیم
تا آخر پنج شنبه تکرار شدیم
خیر سرمان ، منتظر دیداریم
جمعه شد و لنگ ظهر بیدار شدیم
«اونویسی»
جلیل صفربیگی »  
۱۳۹۱/۱/۱۱     ۲۱:۴۵

پیامک شب مهتابی

« کبوتر بال پروازم نمانده/
نوایی در دل سازم نمانده/
ببر این نامه را تا موی جانان/
بگو جانی به آوازم نمانده/ »  
۱۳۹۱/۱/۸     ۲۱:۴۵

پیامک شب مهتابی

« در حسرت گشنه ماندن و ولگردی/
می میرم از این رفاه و این بی دردی/
ترسم که شب اول قبرم پرسند:/
یارانه ی خود چگونه مصرف کردی؟!
«زهرا دری» »  
۱۳۹۱/۱/۶     ۲۱:۴۵

پیامک شب مهتابی

« دراین غروب جمعه دلگیر،گریه کن
باصورتی جوان ودلی پیرگریه کن
خورشیدرا،مسافر پایان هفته را
درجاده ها روانه کن وسیرگریه کن
«سودابه مهیجی» »  
[+]
۱۳۹۱/۱/۴     ۲۱:۴۵

پیامک شب مهتابی

« هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق/
ثبت است بر جریده عالم دوام ما‎/ »  
۱۳۹۱/۱/۲۳     ۲۱:۴۵

پیامک شب مهتابی

« آن روز در آن معرکه مجنون رقصید
بیخود شد و در کنار کارون رقصید
خورشید فرو رفت به اعماق زمین
ازشرم برادرم که در خون رقصید
«عرفان پور» »  
[+]
۱۳۹۱/۱/۲۱     ۲۱:۴۵

پیامک شب مهتابی

« زغم هجر مکن ناله و فریاد که دوش/
زده ام فالی و فریاد رسی می آید.../ »  
[+]
۱۳۹۱/۱/۱۹     ۲۱:۴۵

پیامک شب مهتابی

« مصیبت بود ، طاقت سوز و محنت سخت ، زهرا را
که میدید آنچنان بعد از پدر آشفته دنیا را
ولایت راحمایت کرد و نایل شد شهادت را
که گریان ساخت داغش ساکنان عرش اعلا را »  
۱۳۹۱/۱/۱۶     ۲۱:۴۵

پیامک شب مهتابی

« شهری ست شلوغ با هیاهویی چند/
بازار سیاه چشم و ابرویی چند/
هرگوشه ی این شهر بساطی پهن ست/
ای عشق!دل شکسته کیلویی چند؟ »  
۱۳۹۱/۱/۱۴     ۲۱:۴۵

پیامک شب مهتابی

« بشارت باد بر چشم انتظاران/
که می بارد به دشت هجر باران/
شکوفا می شود گل های وصلت/
خزان عدل می گردد بهاران/ »  
۱۳۹۱/۱/۱۲     ۲۱:۴۵

پیامک شب مهتابی

« صبر اودرهرزمان وردِزبانها میشود
با شرارِ خطبه‌هایش کوفه رسوا میشود
عالمی با نغمه‌هایش غرقِ غوغا میشود
غصه‌هایش ما رأیت الا جمیلا میشود »  
۱۳۹۱/۱/۹     ۲۱:۴۵

پیامک شب مهتابی

« جان رانثاردوست کنم کزجمال او
این خاکدان به چشم دلم باغ جنت ست
«جمالی» »  
۱۳۹۱/۱/۷     ۲۱:۴۵

پیامک شب مهتابی

« سیاهی دو چشمانت مرا کشت/
درازی دو زلفانت مرا کشت/
به قتلم حاجت تیر و کمان نیست/
خم ابرو و مژگانت مرا کشت/
«بابا طاهر» »  
۱۳۹۱/۱/۵     ۲۱:۴۵

پیامک شب مهتابی

« شیرین سخنی که از لبش جان می‌ریخت/
کفرش ز سر زلف پریشان می‌ریخت/
گر شیخ به کفر زلف او پی بردی/
خاک سیهی بر سر ایمان می‌ریخت/
شیخ بهایی »  
۱۳۹۱/۱/۲     ۲۱:۴۵